المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥٨ - ذكر يكى از مختصات«واو» عاطفه
ترجمه و شرح
ذكر يكى از مختصّات «واو» عاطفه
مصنّف گويد:
« واو » منفرد و مختصّ است به عطف كردن عاملى كه محذوف بوده و معمولش باقيمانده است.
شارح گويد:
ضمير « هى » به « واو » راجع بوده و كلمه « مزال » اى محذوف و حاصل كلام آنكه:
يكى از مختصّات « واو » عاطفه اينست: عاملى كه حذف شده و معمولش باقيمانده است را عطف مىكند اعمّ از آنكه معمول آن بحالت مرفوع باقيمانده مانند:
اسكن انت و زوجك الجنّة ( ساكن شو تو و همسرت در بهشت).
تقدير آن اسكن انت و لتسكن زوجك الجنّة مىباشد.
پس « واو » عامل محذوف يعنى « لتسكن » را كه معمولش يعنى « زوجك » بحالت مرفوع باقى مانده را به « اسكن » عطف كرده است.
يا منصوب باشد همچون:
و الّذين تبوّؤا الدّار و الايمان.
( و كسانى كه سكنا گرفتند مدينه را و يافتند ايمان را).
تقدير آن و الّذين تبوّؤ الدّار و الفوا الايمان مىباشد.
پس « واو » عامل محذوف يعنى « الفوا » را كه معمولش يعنى « الايمان » بحالت منصوب باقى مانده به « تبوّؤ » عطف كرده است.
يا مجرور باشد مثل:
ما كلّ سوداء تمرة و لا بيضاء شحمة.
( هرسياهى خرما نبوده و هرسفيدى پيه نيست).
تقدير آن: ما كلّ سوداء تمرة و لا كلّ بيضاء شحمة مىباشد.
پس « واو » عامل محذوف يعنى « كلّ » را كه معمولش يعنى « بيضاء » بحالت مجرور باقى مانده به « كلّ » عطف كرده است.